آهنگ بردی از یادم از افتخاری
بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادمفتادم به غم
ای گل بر اشک خونینم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
- ۰ نظر
- ۱۵ مهر ۹۳ ، ۲۳:۲۵
![]() در اين وبلاگ در كل اينترنت |
بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم
دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم
دل به تو دادمفتادم به غم
ای گل بر اشک خونینم مخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود!
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
1338 - تولد در گتوند خوزستان . دوم اردیبهشت
44 - 1343 - تحصیل در مکتبخانه
49-1345 � تحصیلات ابتدایی در گتوند
57-1350 � تحصیلات دوره راهنمایی و دبیرستان در دزفول
1357- پذیرفته شدن در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران
اینک آمده ام که گفتی بیا .
به نجوا نشسته ام که گفتی بخواه .
نامت را می برم که گفتی بگو.
می گریم که گفتی ببار .
دلشکسته ام که گفتی بشکن .
امیدوارم که گفتی مایوس مباش .