میـخــانـه

شعر.ادبیات.فرهنگ.اندیشه

میـخــانـه

شعر.ادبیات.فرهنگ.اندیشه

میـخــانـه

حـــــــرف دل ، اینـجا پناهم داده اســـت
دلـــــــبـری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
حـــــرف دل، پُر گشته از یــــــاران عشـق
گــــونه هـا تـَــــر گشـته از باران عشـــق
همرهی درعشق ومستی" گم شدست"
او خــــریـدارِ غــــــــــمِ مـردم شـــــدست
درد دلــــــــهـــایـش دلِ دیــــــوانه بُـــــرد
دســـت ما بـگـرفت و تـا مــیـــخــانه بُــــرد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
نویسندگان
امکانات سایت
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر هایی در باره لب» ثبت شده است

اشعار لب «سری سوم»

مدیر سایت | دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را

تا به امروز بدین مرگ نمرده است کسی

صائب تبریزی

ترک جان می‌بایدم گفتن که این شیرین لبان

 بوسه می‌بخشند امّا جان شیرین می‌برند

فروغی بسطامی

آرزوی بوسه ازساقی نه حدچون منی است

 مستم و با ترس می‌بوسم لب پیمانه را

کلیم کاشانی

  • مدیر سایت

اشعار لب «سری دوم»

مدیر سایت | دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۶ ق.ظ

لب بر لبش نهادم و اشکم زدیده ریخت 

بـــر روی گل چو ابر بهاران گریستم

اشتری

لب بر لبم نهاد و به من گفت با نگاه:

اینک همان لبی که قرار تو برده بود

نورانی(وصال)

بوسیدن لب یار ، اوّل ز دست مگذار

کاخر ملول گردی از دست و لب گزیدن

حافظ

  • مدیر سایت

اشعار «لب» سری اول

مدیر سایت | دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۴ ق.ظ

به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را؟

به یکی لاله شاداب که بنشسته به کوه؟

به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟

به صفای گل سرخی که بخندد در باغ؟

به شقایق که بود جلوه گر بزم چمن؟

یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟

  • مدیر سایت