در باره ادبیات عاشقانه« بخش دوم و پایانی»
حالا همه این معانی به اینجا ختم میشود که عاشق شدن نوعی هنجارشکنی است. دقیقا همان بحثی که عرفا در آن انسانها را به سه گروه تقسیم میکنند: اهل شریعت، اهل طریقت و اهل حقیقت.
اهل شریعت کسانی اند که بهنجار رفتار میکنند و اهل طریقت خود را از قیود رها ساخته اند و همینان در پایان راه به حقیقت میرسند و اهل حقیقت میشوند.
این هنجارشکنی ویژگی عاشقی است که در ادبیات گاهی به این حالت آمیختگی کفر و ایمان در یک کلام کفر گفته میشود.
کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود (حافظ)
از سویی دیگر، ابیاتی این چنین القاکننده این اندیشه عرفانی نیز هستند که مهم رسیدن انسان به معشوق است نه رسیدن و در توجیه آن استناد به این حدیث نبوی میکنند که فرمود: به تعداد موهای سر راه است برای رسیدن به خدا.
- ۰ نظر
- ۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۸