اشعار لب « سری چهارم»
مدیر سایت | دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ق.ظ
اشکش به گونه بود که آورد سوی من
بار دگــــــر لبان خود از بوسه پیش
نورانی
لیکن نداد بر لب من بوسه ز انکه یافت
در دیدگان خسته من گور عشق خویش
نورانی
هرستم ازچشمش آیدعذرمیخواهد
لبش تلخی با دام را شکّر تلافی میکند
صائب تبریزی
ز حرف شکوه لبم بود تیغ زهر آلود
به یک تبسّم ورزیده شرمسارم کرد
صائب تبریزی
می کنی رحم به دلسوختگان ای لب یار
گر بدانی که چه مقدار مکیدن داری
صائب تبریزی
بوسه هرچندکه درکیش محبّت کفراست
کیست لب های ترا بیند و طامع نشود
صائب تبریزی
ازلب شکّرین اوبوسه به جان خریده ام
زآنکه حلاوتی بود جنس گران خریده را
فروغی بسطامی
لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
بوسه گاه لب رندان لب پیمانه نبود
فروغی بسطامی
جان به لب آمدولب برلب جانان نرسید
دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز
عماد خراسانی
دارد لب من تشنگی بوسة بسیار
چون مزرعة خشک که دارد غم باران
مهدی سهیلی