میـخــانـه

شعر.ادبیات.فرهنگ.اندیشه

میـخــانـه

شعر.ادبیات.فرهنگ.اندیشه

میـخــانـه

حـــــــرف دل ، اینـجا پناهم داده اســـت
دلـــــــبـری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
حـــــرف دل، پُر گشته از یــــــاران عشـق
گــــونه هـا تـَــــر گشـته از باران عشـــق
همرهی درعشق ومستی" گم شدست"
او خــــریـدارِ غــــــــــمِ مـردم شـــــدست
درد دلــــــــهـــایـش دلِ دیــــــوانه بُـــــرد
دســـت ما بـگـرفت و تـا مــیـــخــانه بُــــرد

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
نویسندگان
امکانات سایت
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مشیری» ثبت شده است

با بنفشه ها نشسته ام

مدیر سایت | شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۳ ق.ظ

زرد و نیلى و بنفش
سبز و آبى و کبود!
با بنفشه ها نشسته ام
سال هاى سال
صبح هاى زود.
در کنار چشمه ى سحر
سر نهاده روى شانه هاى یکدگر
گیسوان خیسشان به دست باد

  • مدیر سایت

شهر را گویی نفس در سینه پنهان است

مدیر سایت | شنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۰۷ ق.ظ

در کجای این فضای تنگ بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟

شهر را گویی نفس در سینه پنهان است
شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمی جنبد
آسمان در چار دیوار ملال خویش زندانی است
روی  این مرداب یک جنبنده پیدا نیست
آفتاب از اینهمه دلمردگی ها رویگردان است
بال پرواز زمان بسته است

  • مدیر سایت